حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
174
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
رفتار پيغمبر با اصحاب خود رفتار پيغمبر با يارانش معتدل و نيكو بود ، و اگر كسى خطا مى - كرد و ميخواست او را آگاه كند نام او را صريح نمىگفت تا ميان همگنان سرشكسته نشود . جز براى خدا كسى را نمىزد ، هر كس از او چيزى ميخواست اگر دادنش روا بود مىداد . هميشه كوشش ميكرد كه بوسيله رفتار خويش مسلمانان را از طمع بمال خدا باز دارد . حكيم بن حزام گويد من از او چيزى خواستم به من داد ، باز هم خواستم باز هم داد ، باز تقاضا كردم باز هم داد ، پس از آن گفت هر كس مال را با مناعت بگيرد بركت مييابد و هر كس با حرص بگيرد بركت نمىبيند ، همانند كسى كه غذا مىخورد اما سير نميشود . دست دهنده بهتر از دست گيرنده است . پيغمبر بخشنده و كريم بود و هر كس از او حاجتى ميخواست حاجت او را برميآورد يا با وضعى پسنديده از او عذر ميخواست . به عفو و بخشش متمايل بود و هر كس از مخالفان توبهكنان بنزد او ميرفت عذرش را مىپذيرفت . بگفتهء ابن هشام كعب بن زهير پس از آن كه بارها پيغمبر و مسلمانان را هجو كرده بود بنزد او آمد و اسلام آورد و قصيدهء معروف " بانت سعاد " را خواند و از پيغمبر بخشش طلبيد پيغمبر او را بخشيد و جايزهاى نيكو داد . رسالت عمومى در سال ششم هجرت پيغمبر به پادشاهان و زمامداران عصر نامه نوشته آنها را باسلام دعوت كرد . دحيهء كلبى را با نامهاى بسوى هرقل امپراطور روم فرستاد . عبد الله بن حذافه سهمى را بسوى كسرى گسيل داشت ، عمرو بن اميه ضمرى را به سوى نجاشى فرستاد . حاطب بن ابى بلتعه را بسوى مقوقس فرماندار مصر مأمور كرد . سليط بن - عمرو عامرى را بسوى امير يمامه فرستاد . شجاع بن وهب اسدى را بسوى حارث غسانى فرستاد . يكى را نيز بسوى امير بحرين فرستاد و با هر يك از قاصدان خويش نامهاى فرستاد